در بیش از سه دهه فعالیت مستمر در ورزش و بدنسازی، یکی از مهمترین تجربههایی که به آن رسیدهام این است که «برنامه خوب» لزوماً برای همه افراد، برنامه مناسبی نیست.
در سالهای نخست مربیگری، مانند بسیاری از مربیان، بیشتر بر اجرای برنامههای مشخص، تعداد ستها، تکرارها و افزایش وزنه تمرکز داشتم؛ اما بهمرور و با مطالعه فیزیولوژی تمرین و مشاهده پاسخهای متفاوت ورزشکاران، متوجه شدم که بدن انسان به یک محرک یکسان، پاسخ یکسانی نمیدهد.
دو ورزشکار با سابقه تمرینی، تغذیه و حتی برنامه مشابه میتوانند از نظر ریکاوری، افزایش قدرت، هایپرتروفی و تحمل حجم تمرین، واکنش کاملاً متفاوتی داشته باشند. همین موضوع باعث شد در طراحی برنامه، بهجای وابستگی صرف به اعداد و فرمولها، پاسخ واقعی بدن ورزشکار را نیز در نظر بگیرم.
امروز برای من، اصل مهم در مربیگری این است: برنامه تمرینی باید «قابل ارزیابی و قابل اصلاح» باشد. عملکرد، کیفیت اجرای حرکت، روند پیشرفت، ریکاوری و پاسخ فرد به تمرین، دادههایی هستند که باید دائماً بررسی شوند.
به اعتقاد من، علم زمانی در مربیگری ارزشمند است که از کتاب و مقاله خارج شود و بتواند در عمل، به تصمیمگیری دقیقتر و شخصیسازی بهتر تمرین کمک کند.
mylix.ir/@ifbbpro_bayati
محمد رسول بیاتی
@ifbbpro_bayati
معرفی کوتاه
دکترمحمدرسول بیاتی، دکترای مدیریت ورزشی، مربی بینالمللی بادیبیلدینگ، مبدع سیستم BIS و قهرمان جهان IFBB.
دکترای مدیریت ورزشی کارشناس ارشد فیزیولوژی ورزشی مربی بینالمللی IFBB مربی درجه یک ایران قهرمان جهان در بدنسازی بدنساز حرفهای و مربی حرفهای
بیش از ۳۰ سال تجربه مستمر در تمرین، بدنسازی و فعالیت حرفهای ورزشی.
فعال در حوزه تمرینات مقاومتی، توسعه عضلانی، هایپرتروفی، افزایش شدت تمرین و آمادهسازی ورزشکاران برای مسابقات بدنسازی.
بنیانگذار و توسعهدهنده BAYATI INTENSITY SYSTEM (BIS)؛ رویکردی تمرینی مبتنی بر استفاده هدفمند از تکنیکهایی مانند Heavy Duty، Rest-Pause، Drop Set، Iso-Hold و Partial.
در این صفحه، تجربیات واقعی، دیدگاههای علمی و عملی و آموختههای حاصل از سالها فعالیت حرفهای در بدنسازی و مربیگری را منتشر میکنم.
بیش از ۳۰ سال تمرین؛ چیزی که درباره عضلهسازی یاد گرفتم
وقتی بیش از ۳۰ سال بهصورت مستمر تمرین میکنی، متوجه میشوی که عضلهسازی فقط به سنگینتر کردن وزنهها خلاصه نمیشود.
در سالهای اول، مثل بسیاری از ورزشکاران، افزایش وزنه برایم یکی از مهمترین معیارهای پیشرفت بود. اما با گذشت زمان و تجربه بیشتر، دیدگاهم تغییر کرد.
امروز برای من کیفیت هر تکرار اهمیت بسیار زیادی دارد؛ از انتخاب حرکت و دامنه حرکتی مناسب گرفته تا کنترل فاز منفی، ایجاد تنش مکانیکی، شدت تمرین و توانایی نزدیک شدن اصولی به ناتوانی عضلانی.
وزنه باید ابزار رشد عضله باشد، نه هدف تمرین.
گاهی یک تکرار کاملاً کنترلشده با تنش مناسب میتواند از چندین تکرار بیکیفیت ارزشمندتر باشد.
یکی از مهمترین درسهایی که از سالها تمرین گرفتهام این است:
تمرین سخت مهم است؛ اما تمرین سختِ هوشمندانه مهمتر است.
شما در تمرین بیشتر روی افزایش وزنه تمرکز میکنید یا کیفیت و کنترل تکرارها؟
تجربه خودتان را برای من بنویسید.
چرا وزنه سنگین بهتنهایی باعث رشد بیشتر عضله نمیشود؟
یکی از رایجترین اشتباهاتی که در سالها تمرین و مربیگری دیدهام، یکی دانستن «وزنه سنگین» با «تمرین مؤثر» است.
وزنه سنگین میتواند بخش مهمی از تمرین باشد، اما اگر ورزشکار برای جابهجا کردن آن مجبور شود دامنه حرکت را از بین ببرد، بدن را بیش از حد تاب دهد یا تنش را از عضله هدف خارج کند، عدد روی وزنه دیگر معیار مناسبی برای کیفیت تمرین نیست.
هدف من در یک ست سنگین فقط جابهجا کردن وزنه نیست.
هدف این است که:
تنش مناسبی روی عضله ایجاد شود؛ حرکت تا حد امکان کنترل شود؛ عضله هدف نقش اصلی را انجام دهد؛ و شدت تمرین در محدودهای قرار بگیرد که بتوان از آن سازگاری و رشد گرفت.
به همین دلیل همیشه میگویم:
سنگین تمرین کردن با سنگین وزنه زدن یکی نیست.
وزنه باید به رشد عضله کمک کند؛ نه اینکه کیفیت حرکت را قربانی کند.
در بیش از سه دهه فعالیت مستمر در ورزش و بدنسازی، یکی از مهمترین تجربههایی که به آن رسیدهام این است که «برنامه خوب» لزوماً برای همه افراد، برنامه مناسبی نیست.
در سالهای نخست مربیگری، مانند بسیاری از مربیان، بیشتر بر اجرای برنامههای مشخص، تعداد...
در بیش از سه دهه فعالیت مستمر در ورزش و بدنسازی، یکی از مهمترین تجربههایی که به آن رسیدهام این است که «برنامه خوب» لزوماً برای همه افراد، برنامه مناسبی نیست.
در سالهای نخست مربیگری، مانند بسیاری از مربیان، بیشتر بر اجرای برنامههای مشخص، تعداد...
در بیش از سه دهه فعالیت مستمر در ورزش و بدنسازی، یکی از مهمترین تجربههایی که به آن رسیدهام این است که «برنامه خوب» لزوماً برای همه افراد، برنامه مناسبی نیست.
در سالهای نخست مربیگری، مانند بسیاری از مربیان، بیشتر بر اجرای برنامههای مشخص، تعداد ستها، تکرارها و افزایش وزنه تمرکز داشتم؛ اما بهمرور و با مطالعه فیزیولوژی تمرین و مشاهده پاسخهای متفاوت ورزشکاران، متوجه شدم که بدن انسان به یک محرک یکسان، پاسخ یکسانی نمیدهد.
دو ورزشکار با سابقه تمرینی، تغذیه و حتی برنامه مشابه میتوانند از نظر ریکاوری، افزایش قدرت، هایپرتروفی و تحمل حجم تمرین، واکنش کاملاً متفاوتی داشته باشند. همین موضوع باعث شد در طراحی برنامه، بهجای وابستگی صرف به اعداد و فرمولها، پاسخ واقعی بدن ورزشکار را نیز در نظر بگیرم.
امروز برای من، اصل مهم در مربیگری این است: برنامه تمرینی باید «قابل ارزیابی و قابل اصلاح» باشد. عملکرد، کیفیت اجرای حرکت، روند پیشرفت، ریکاوری و پاسخ فرد به تمرین، دادههایی هستند که باید دائماً بررسی شوند.
به اعتقاد من، علم زمانی در مربیگری ارزشمند است که از کتاب و مقاله خارج شود و بتواند در عمل، به تصمیمگیری دقیقتر و شخصیسازی بهتر تمرین کمک کند.