در بیش از سه دهه فعالیت مستمر در ورزش و بدنسازی، یکی از مهمترین تجربههایی که به آن رسیدهام این است که «برنامه خوب» لزوماً برای همه افراد، برنامه مناسبی نیست.
در سالهای نخست مربیگری، مانند بسیاری از مربیان، بیشتر بر اجرای برنامههای مشخص، تعداد ستها، تکرارها و افزایش وزنه تمرکز داشتم؛ اما بهمرور و با مطالعه فیزیولوژی تمرین و مشاهده پاسخهای متفاوت ورزشکاران، متوجه شدم که بدن انسان به یک محرک یکسان، پاسخ یکسانی نمیدهد.
دو ورزشکار با سابقه تمرینی، تغذیه و حتی برنامه مشابه میتوانند از نظر ریکاوری، افزایش قدرت، هایپرتروفی و تحمل حجم تمرین، واکنش کاملاً متفاوتی داشته باشند. همین موضوع باعث شد در طراحی برنامه، بهجای وابستگی صرف به اعداد و فرمولها، پاسخ واقعی بدن ورزشکار را نیز در نظر بگیرم.
امروز برای من، اصل مهم در مربیگری این است: برنامه تمرینی باید «قابل ارزیابی و قابل اصلاح» باشد. عملکرد، کیفیت اجرای حرکت، روند پیشرفت، ریکاوری و پاسخ فرد به تمرین، دادههایی هستند که باید دائماً بررسی شوند.
به اعتقاد من، علم زمانی در مربیگری ارزشمند است که از کتاب و مقاله خارج شود و بتواند در عمل، به تصمیمگیری دقیقتر و شخصیسازی بهتر تمرین کمک کند.