تصویر پروفایل سعید مرتضیان

سعید مرتضیان

@saeedherox

معرفی کوتاه
استاد فدراسیون و مدرس درجه یک شطرنج

بیوگرافی سعید مرتضیان

چطور با جایزه نقدی عاشق شطرنج شدم

وقتی حدوداً ده ساله بودم، پدرم اصرار داشت باهاش شطرنج بازی کنم. راستش آن زمان اصلاً علاقه‌ای به این بازی نداشتم و بازی کردن با مهره‌ها برایم خسته‌کننده به نظر می‌رسید. اما یک روز پدرم پیشنهادی داد که مسیر زندگی من را به کلی تغییر داد. گفت اگر بتوانم او را شکست بدهم، به من جایزه نقدی می‌دهد! این انگیزه‌ای شد که یواشکی شروع کنم به مطالعه کتاب‌های شطرنج و تمرین کردن. اولین باری که توانستم پدرم را شکست بدهم، حس غرور و خوشحالی عجیبی داشتم. همان لحظه بود که فهمیدم، این بازی چیزی فراتر از سرگرمی است و دنیای بزرگی در دل خودش دارد. همانجا بود که تصمیم گرفتم شطرنج را جدی بگیرم و در آن بهترین شوم.

از آن روزها یاد گرفتم که انگیزه و هدف می‌تواند ما را به سمت چیزهایی بکشاند که شاید در نگاه اول علاقه‌ای به آن‌ها نداشته باشیم. آن جایزه کوچک پدرم، تخته‌ای برای شروع مسیری شد که امروز زندگی من را ساخته است؛ مسیری که عاشقانه دوستش دارم.

راه سختی که به عشق و آموزش ختم شد

وقتی وارد مسابقات شطرنج شدم، متوجه شدم که این بازی فقط به حرکات مهره‌ها روی صفحه محدود نمی‌شود. شطرنج از من می‌خواست که ذهنم را قوی‌تر کنم، برنامه‌ریزی کردم و حافظه‌ام را تقویت کنم. اوایل، قانع کردن دیگران درباره ارزش شطرنج کار سختی بود. خیلی‌ها نمی‌توانستند درک کنند که این بازی چگونه می‌تواند ذهن را برای مدیریت مسائل زندگی و تصمیم‌گیری بهتر آماده کند. اما حالا شرایط تغییر کرده است. والدین، به‌ویژه پدر و مادرهای دهه شصتی، دیگر به‌خوبی می‌دانند که شطرنج ابزاری قدرتمند برای رشد ذهنی و فکری فرزندان است.

وقتی این تغییر نگاه را در جامعه دیدم، انگیزه‌ام برای آموزش شطرنج بیشتر شد. حالا دیگر شطرنج برای من فقط یک بازی نیست؛ بلکه ابزاری است برای انتقال دانشی که می‌تواند به رشد و پیشرفت دیگران کمک کند. این ارزش و تأثیرگذاری، عشقم به آموزش را چندین برابر کرده است و هر روز با انگیزه بیشتری کلاس‌هایم را برگزار می‌کنم.

ماجرای پیروزی شاگردم در برابر یک بازیکن با سابقه

یکی از خاطراتی که همیشه در ذهنم باقی می‌ماند مربوط به اوایل دهه ۹۰ است. آن زمان با یکی از شاگردانم که بازیکن بسیار مستعدی بود کار می‌کردم. فردای یک جلسه تمرین، او در مسابقات قهرمانی تهران قرار بود به مصاف بازیکنی برود که سال‌ها از او بزرگتر بود و حتی عنوان بین‌المللی هم داشت. البته حریفش دیگر در اوج نبود، اما هنوز هم روش‌های عجیبی برای به هم ریختن تمرکز حریف داشت؛ از لگد زدن زیر میز گرفته تا ایجاد صداهای عجیب!

به همین خاطر تصمیم گرفتم بیشتر روی جنبه‌های روحی و روانی شاگردم کار کنم. به او گفتم که به هیچ عنوان به چهره یا رفتار حریف نگاه نکند و فقط روی بازی خودش تمرکز کند. راستش خودم هم فکر نمی‌کردم که بتواند آن بازی سخت را ببرد، اما او دقیقاً طبق برنامه‌ای که داشتیم پیش رفت. بعد از بازی، وقتی تلفنش زنگ زد و خبر بردش را گفت، احساس کردم که شاید این بهترین جایزه‌ای باشد که شطرنج به من داده است؛ لحظه‌ای که می‌بینی شاگردت به چیزی که لایقش است رسیده.

چرا باور دارم شکست در شطرنج معنا ندارد

یکی از اصولی که همیشه به شاگردانم یاد می‌دهم، این است که در شطرنج چیزی به نام شکست وجود ندارد. ما یا برنده می‌شویم یا یاد می‌گیریم که چطور برنده شویم. این باور به من کمک کرده تا هم در مسیر حرفه‌ای خودم و هم در آموزش به دیگران، هر شکستی را یک فرصت برای پیشرفت ببینم. هر بار که شکست می‌خوریم، در واقع در حال یادگیری یک درس جدید هستیم که ما را برای موفقیت‌های بعدی آماده می‌کند.

این طرز فکر را به شاگردانم منتقل می‌کنم و می‌بینم که چطور با این نگاه، نه‌تنها در شطرنج، بلکه در زندگی‌شان هم موفق‌تر و مقاوم‌تر می‌شوند. اینجاست که معنای واقعی آموزش را درک می‌کنم؛ اینکه به دیگران کمک کنی تا نه‌تنها در بازی، بلکه در زندگی هم برنده باشند.

هنوز رزومه‌ای منتشر نشده است.

ثبت دیدگاه جدید

برای ثبت دیدگاه ابتدا باید در سایت وارد شوید.

ورود به حساب کاربری

نظرات دیگران (0)

هنوز دیدگاهی برای این کاربر ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!
هنوز تجربه‌ای ثبت نشده است.
لوگو مایلیکس
مایلیکس
خانه
آخرین‌ها
جستجو
حساب